ورامین را کم آبی کرده خسته بیابان ظرف آبش را شکسته هوای سرد و خشک فصل پاییز به دوش خاکی شهرم نشسته ...
هوا سرد است و من عریان مَرگم گرفتار غم زندان مَرگم هوا سرد است و من در مَسلخ شب کنار جوی خون گریان مَرگم ...