
برای دانلود یکی از لینک های زیر را کلیک کنید پرشین گیگ http://cdn.persiangig.com/preview/YJqvjv6pwv/گرد_آوری_ابیات_ناب_از_اشعار_حافظ گوگل درایو https://drive.google.com/file/d/1EM-j-069ZT0Fe8ZE_YaAFfIZz5Xew0w8/view?usp=sharing ...
ادامه مطلب
139 دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند ما ز یاد همنشینان در مقابل میرویم 138 نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام از حق گذشتهایم و به باطل نمیرسیم 137 آسودگی کنج قفس کرد تلافی یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم 136 حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان میتوان دانست از دستی که بر هم سودهایم 135 هر تلخیی که قسمت ما کرده است چرخ می نام کردهایم و به ساغر فکندهایم 134 دست ماگیر ای سبک جولان، که چون نقش قدم خاک بر سر، دست بر دل، خ...
ادامه مطلب
. . . . 64 سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد 65 دل ز همدردان شود از گریه خالی زودتر وقت شمعی خوش که پا در حلقه ماتم نهاد 66 ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان افتد 67 دلیل راحت ملک عدم همین کافی است که هر که رفت به آن راه، برنمیگردد 68 نمیگردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد 69 بزرگ اوست که بر خاک همچو سایهٔ ابر چنان رود که دل مو...
ادامه مطلب
زمین ، در پنجه ی زندان درد است زمان ، آغاز تاریک نبرد است دلت را خوش نکن به ابر و باران درخت آرزو بی حال و زرد است ......................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...
ادامه مطلب
بلای غم به جان کشور افتاد بنای شادی از ریشه بر افتاد هوای سرد و خشک فصل پاییز به دوش مردم روشنگر افتاد ..................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...
ادامه مطلب
چه سخته زندگی در پنجه ی خاک درون خونه ای پر کرم و نمناک ولی (ریشه میدونه) قدر خود را نمی ترسه از این دنیای شبناک --------------------------------------- ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...
ادامه مطلب
گذشته حال و فردا را به هم ریخت زمین را یک زن زیبا به هم ریخت سکوت کوچه های عاشقی را لب جادویی حوا به هم ریخت ....................................... ابوالقاسم کریمی فرزندزمین ...
ادامه مطلب
ورامین را کم آبی کرده خسته بیابان ظرف آبش را شکسته هوای سرد و خشک فصل پاییز به دوش خاکی شهرم نشسته ...
ادامه مطلب
اگه دنیا ، به دستانش تفنگه دل دریایی ما ، مرد جنگه برای هر که شادی را بخواهد تموم زندگی ، یک جا قشنگه ...
ادامه مطلب
زمین سرد و سپیده در زمستان وَ باران هم ، شدیده در زمستان جوان ، تو لایق شادی و عیشی دوام گل ، بعیدِ در زمستان ...
ادامه مطلب
گل زیبای لبخندم شکسته می آید غم به سویم دسته دسته اگر قلب شکسته می خری تو خداوندا دل من هم شکسته ...
ادامه مطلب
کسی که عمر او در بند آه است گذشته حال و فردایش سیاه است او می فهمد دل یوسف وش من چرا افتاده و در قعر چاه است ...
ادامه مطلب
هوا دلگیر و مردم ، مردم آزار دروغ و دزدی و بیکاری بسیار جوانی یک چراغ نیمه سوز است که میسوزد در این تالار غم بار ...
ادامه مطلب
خدا، افتاده در گودال اشکم همه خندان و من دنبال اشکم تن ِ زخمی و خستم را بپوشان هوا سرد است و من پامال اشکم ...
ادامه مطلب
زمین در کاسه ای از خون گرفتار بشر در پنجه ی بی رحم اجبار ورق های کتاب سرخ تاریخ نگین خوش تراش دستِ تکرار ...
ادامه مطلب
دل انسان به حرص و کینه چرکین کویر آلوده و دریاچه غمگین مصیبت ها به دوشش دارد آن کس که میخواهد جهان را بهتر از این ...
ادامه مطلب
شبیه کشتی در هم شکسته قطار زندگی از هم گسسته غروب زخمی فصل زمستان به دوش خسته ی کارون نشسته ...
ادامه مطلب
در این شَهر کویری ابر خسته کنارِ ماه پاییزی نشسته گرفته غم گلوی نازکش را نمیدانم دلش را کی ، شکسته ...
ادامه مطلب
نپوشان به خودت پیرآهن غم رها کن ای دل من دامن غم بخند و اینچنین باش و همیشه رفیق شادی باش و دشمن غم ...
ادامه مطلب
کلامش بوی عطر نسترن داشت نگاه پاک او رنگ چمن داشت علف در زیر کفش خاکی عشق تمایل به گل لاله شدن داشت ...
ادامه مطلب